کافه ای برای چند نفر

در ایران اینکه رمانی به چاپ های بالای دهم و بالاتر برسد یک اتفاق نامیده می شود و به نظر می رسد اثر فوق توانسته از سطح معمولی خودبالاتر برود و جزو آثار شاخص باشد که باید مورد بررسی قرار گیرد.

کافه پیانو نوشته فرهاد جعفری سال 86 از نگاه منتقدان توانست عنوان بهترین رمان سال را از آن خود کند و به فروش بالایی دست یابد. حالا باید دید این کتاب چه در خود داشته که اینقدر حداقل در بین روشنفکران مورد علاقه قرار گرفته و نویسنده اش را اینقدر معروف کرده کافه پیانو داستان مردی است که در کافه مشغول است و بیشتر از آنکه به سفارش ها و ساخت و  پاخت کارش وارد باشد راوی دنیای سرخورده دور و برش شده او مکان خیلی خاصی دارد و مشتری های عجیب و غریبی دارد و زندگی تقریباً تنهایی اما گنجاندن تمام این اتفاقات در 266 صفحه شاهکار عجیب فرهاد جعفری نیست و کافه او اثر شاخص و به اصطلاح ماندگاری نخواهد بود آنچه مخاطب در کافه پیانو به دست می آورد ، داستان جذاب و عامه پسند مردی است که خوب بلد است قصه سرایی کند و چشمان مخاطب را به دنبال صفحات بکشاند، اما هیچ خلاقیت و سبک و سیاق جدیدی در این اثر جلوه گر نیست. کتاب مانند برخی آثار، نیامده  تا نویسنده بزرگ و خالق توانایی را معرفی کند، کلام  ساحر و جادوگر نبوده و نه از رئالیسم دنیای مردانه توصیفی چندان قوی  در کتاب گنجانده شده و نه جادوی ساختاری و مفهومی در کار است اما قطعاً اثر چیزی داشته که اینقدر به سر زبانها افتاده پاسخ به یک واژه 4 حرفی باز می گردد و آن« زبان» است.

 کافه پیانو زبان جالبی دارد و شاید تنها و آخرین توفیقش زبانی است که خیلی نرم و راحت از دنیای ساختگی و البته روشنفکر زده حکایت می کند لحنی که در سطرسطر واژگان وفصول کافه پیانو فریاد می کشد لحن مرد خیلی آشنایی است که نمونه اش در زندگی و دوربرمان آنقدر فراوان است که کافی است تلویزیون را روشن کنید و انگار یک هنرمندی، روشنفکری یا شاید انسان معترضی دارد به فرافکنی زندگی اش می پردازد و از زمان و زمین گله دارد و چرت دم صبحتش را به خنده آسمان ربط می دهد و آنقدر در این آسمان ریسمان بافتن مهارت دارد که جذب اینگونه بلبل زبانی می شوید و حق هم به او می دهید.
ادامه نوشته

پس از خواندن عمل کن

کتاب قانون چهارمین کار مازیار میری پس از« قطعه ناتمام»،« به آهستگی» و« پاداش سکوت» است. فیلم تازه میری سعی می کند از زاویه ای جدید به روانکاوی رفتاری برخی از مسلمانان و عقاید و رفتارهایشان نزدیک شود.

مازیار میری از آن دست کارگردان هایی است که سعی می کند کمی تجربی کار کند و بیشتر از آنکه به فروش فیلم و استفاده از سوپراستارها بیاندیشد به سراغ موضوع و تمی می رود که در ذهن دارد. «به آهستگی» نگاه خوبی در کارنامه او بود که با اینکه پایان نامعلومی داشت اما توانست از زاویه جدیدی به برخی رفتارها و ری اکشن های مذهبی-اخلاقی یک جامعه بپردازد و اکنون کتاب قانون نیز در ادامه همان به آهستگی و درهمان مسیر تلاش می کند به فرافکنی رفتاری برخی از مسلمانان نگاهی جدی داشته باشد. در این مسیر باید فیلمی چون پاداش سکوت را که اقتباسی از رمان «من قاتل پسرتان هستم» نوشته احمد دهقان بود؛ جدا کرد و اکنون کتاب قانون نوع دوم نگاهی است که قرار است با زاویه تیز نقد، انگشت به رفتار ما و آداب و سننی بگذارد که تاکنون مورد بحث نبوده و یا به طرزی سرسری به آنها پرداخته اند. از این رو کتاب قانون یک ملودرام مفرح بانگاهی اجتماعی است که با قصه ای متعارف و خط و ربطی که گاهاً از نگاه فیلمسازش تاثیر گرفته می خواهد مخاطب را به یک آگاهی برساند . اما این حرف اصلی که میری به دنبالش است؛ قربانی ملودرام و احساسات رمانتیکی می شود که از نیمه فیلم سرو کله اش پیدا می شود.

 بدین ترتیب کتاب قانون از نقطه آخر شروع می شود میری انگار هر چه بلد است در همان دقایق اول رو می کند و وقتی داستان به 50 می رسد متوقف می شود و تمام دقایق بعد از آن، فیلم به شدت ضربه می خورد؛ به طوری که یک سوم پایانی فیلم ضعیف و آبکی می شود.

ادامه نوشته